سفارش تبلیغ
پیشنهاد نام دامنه هاست ایران

 

     هوالجمیل   

 

هزار مرتبه شویم دهان به مشگ و گلاب

هنوز نام تو بردن کمال بی ادبی ست

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

و حشرنا معهم و العن اعدائهم

« لبیک ای آشنا لبیک !»

فدای نگاهت  ، نگاهم کن !

فدای صدایت ، صدایم کن !

مرابپذیر !...

بنفسی انت ...

تو از ما جدائی و همواره با مائی

بنفسی انت ...

تو ازما دوری و ازما به ما نزدیکتری

بنفسی انت ...

تو نهایت اشتیاقی و نهایت انتظار

بنفسی انت ...

تو باشکوهترین آیت پروردگاری

بنفسی انت ...

تو آبشار جاری نوری از عرش

ای شرافت محض

ای قداست مجسم

ای عزت ممتثل !...

میلادت مبارک ای صحیفه عشق

خوشامدی زیباترین گل هستی

ای نرگس عالم آرا...

مولای من سلام ،

آقای مهربونم سلام

مولای خوبم عیدتون مبارک . شنیدم اسم عموتون که میاد سراسیمه از در میائید تو و میشینید اشک میریزید . امروز اسم ابالفضل و آوردم.

دیدم سراسیمه از در دلم یکی اومد تو و دنبال علمدار میگرده. انگار 1400 ساله منتظر یک غیرت مرد میگرده که علم سپاهت و زمین نذاره.

اومدی تو دلم آقا خوش اومدی،  ببخشید پر از خار و خاشاک شده ،اما چیکار کنیم کلبه خرابه دل ما از خرابه های شام اگه بهتر نباشه بدتر که نیست.

میگن امام سجاد علیه السلام هم اومدن.خوش اومدن ،  دلم میخواست اینقدر شیرینی پخش کنم تا عالم شیرین کام بشه. اما آقا هر کی شیرینی بر میداره و میگم صلواتش یادتون نره ،میگه حاجت روا جوون.از خودم میپرسم تا کی این همه آدم دعام میکنن حاجتم روا بشه اما من هنوز یتیم بمونم ؟  آقای من کنار هر خرابه ای که رد میشم ،از اون سنگ ریزه های با معرفت میپرسم  شما از گم شده فاطمه(سلام الله علیها) خبری ندارید؟ آقا به خدا خسته شدم از این همه بدبختی و تنهایی .

آخه مولای خوبم ، شما به من بگید ، تا کی به اسم جشن شما به اسم جشن های نیمه شعبان ، به اسم حسین(علیه السلام) گناه ببینم ؟  تا کی ببینم بچه های خرابه نشین نون ندارن بخورن اما تو جشنهای شما میلیاردها  میلیارد خرج بزک و دوزک میشه ؟ تا کی اشک محکومه و خنده سر افراز ؟ تا کی قتیل عبرات باید مهجور باشه و شما تنها اشک ریز واقعی ؟ تا کی ببینم من میخندم اما شما گریه میکنی؟ شنیدی به عزای جدت چی میگن آقا ؟ میخوام ازت بپرسم  راضی هستی به نمیه شعبانتم از این به بعد بگن مهدی پارتی؟

پس کی میای آقا؟! کی میای؟؟!!

آقا به خدا مردم بسکه بهم گفتن  اهل بیت علیهم السلام گفتن از ما نیست کسی که تو شادیمون شاد نباشه .آقا باشه من از شما نباشم اما بیا آقا،  من حاضرم سرمو بزنی اما دیگه گریه نکنی . بیایی انتقامتو بگیری.آخه تا کی فقط تو گریه کنی همه بخندن؟؟ یه بارم میخوام ببینم تو میخندی ولو اینکه همه گریه کنن.

بیا مولای من بیا !!.....


[ یکشنبه 85/6/5 ] [ 12:0 عصر ] [ نرگس الهی ] [ نظر ]
اقراء باسم ربک الذی خلق

ستاره ای بدرخشید و ماه مجلس شد

دل رمیده ما را انیس ومونس شد

نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت

به غمزه مسئله آموزصد مدرس شد

کوه حرا در اطراف مکه که هر ساله در ماه رمضان بر پاک ترین مرد زمانه آغوش می گشاید ، شاهد وقوع پدیده ای شگفت است ، دیوارها ، قطعه قطعه ی سنگ ها ، در نوای مناجات این مرد نرم شده اند ، در برابر روح پرستنده و بی آلایش او سر فرودآورده اند که ناگاه نوایی بس پرمهابت لرزه بر پیکره ی کوه می افکند ، ندایی که آن مرد را به نام می خواند و بشارت می دهد که از سوی خالق جهان به شرف نبوت شرافت یافته ، تا انسان های سرگشته در تاریکی های جهل را به روشنایی و نور راهبر شود . و این آغازی است بر رنج های بی شمار مردی که تا آن زمان محمد امین بود و پس از آن شب محمد رسول الله خاتم النبیین( ص) شد

رنج هایی که تنها شانه های استوار و ایمان نستوه او توان تحمل آن را داشت ، مردی که در تمام کائنات یگانه بود و براین یگانگی ، محبوب پروردگار عالمیان شد .

قریشیان ، تا آن زمان محمد را امین مکه می دانستند و در حل اختلافات او را حکم می کردند ،اما پس از آگاهی بر رسالتش ، به یکباره چون تمام دنیای خود را در برابر پیام رهایی بخش او در خطر دیدند با تمام قوا و با هر آنچه در توان داشتند علیه وی به پاخاستند ، ولی چه بیهوده تلاشی ، که آن کس را که خداوند عزیز گرداند اگر تمامی جهانیان گردآیند نخواهند توانست اندکی از عزت وی بکاهند ، و مشرکان بر اسرار و قدرت خداوند بس ناآگاه بودند و گذشت زمان این سرٌ خداوندی را بر آنان آشکار ساخت . ولی اینک با گذشت بیش از 1400 سال از بعثت آن بزرگمرد تاریخ بشریت و آخرین حلقه اتصال آسمان و زمین ، هنوز نوای تشکیک از سوی نه مشرکان که دینداران دیگر ادیان که بر دینداری خویش داعیه بسیار دارند شنیده و خوانده می شود ؛ و عجیب آنکه پیروان هر دین و آئینی ، قرآن و پیام رسول اکرم را نسخه برداری از کتاب آسمانی و دین و آئین خود می پندارند ، اینان دیدگان حقیقت بین خود را براین مسئله می بندند که استواری دین اسلام ، حق جویی و تازگی آن برای نومسلمانان حتی در دنیای پیشرفته غرب ، خود می تواند حجتی بر اصالت پیام رسول اکرم باشد

امروز

چشمهای ما

تنها یک پنجره

و یک روشنایی

به نام نور محمدی را می شناسد .

امروز

تنها یک آسمان

و یک گل

به نام گل محمدی را می شناسد.

امروز

تنها به یک شمیم

و یک عطر

به نام عطر محمدی خو گرفته است

از این روست

که مقاوم ایستاده ایم

و رو به یک پنجره و آسمان داریم

و در باغچه دستان همه مان

تنها یک گل روییده است.

دریا

ترانه ی تو را می خواند

زمین

آرزوی پاکی تو را دارد

و من

بر ماسه های ساحل دریا

می نویسم

جهان به مهربانی تو زنده است

یا محمد

آری مسلمانان، امروز روزی است که اسلام ، اکمل ادیان الهی بر پیامبر گرانقدر خدا فرستاده شد تا منجی زندگی انسانها گردد. به امید رسیدن به کمال به وسیله اسلام محمدی.


[ دوشنبه 85/5/30 ] [ 4:50 عصر ] [ نرگس الهی ] [ نظر ]

(( بنام حضرت حق))

** یا علی گفتیم و عشق آعاز شد **

از کعبه حق بانک جلى مى آید 
آوای خوش لم یزلى مى آید

 

بشنو که سروش وحى حق مى گوید
آغوش گشائید على
 (ع )مى آید

ولادت خجسته  مولود کعبه ، حیدر کرار ، فاتح خیبر ، شافع محشر ، ساقی کوثر ، مولای متقیان ، امیر مومنان ، حضرت علی علیه السلام  و  گرامیداشت مقام پدر و روز مددکار مبارک باد

تو ای خدای بزرگ، علی را به ما هدیه کردی تا راه و رسم عشقبازی و فداکاری را به ما بیاموزاند، چون شمع بسوزد و راه ما را روشن کند.

 و تو ای علی، حیات جاوید یافته‌ای، و ما مردگان متحرک آمده‌ایم تا از فیض وجود تو، حیات بیابیم. قسم به غم، که تا روزگاری که دریای غم بر دلم موج می‌زند، ای علی تو در قلب من زنده و جاویدی. قسم به عشق، که تا وقتی که قلب سوزانم می‌جوشد و می‌خروشد و می‌سوزد،
ای علی! تو مفهوم واقعی اسلام را در معرکه حیات نشان دادی، و برتری بی‌چون و چرای آن را بر مکاتب فکری دیگر ثابت کردی. تو و اعجاز شهادت را نشان دادی ، و انسان را از زیر بار اسارت جبر، و ذلت تسلیم آزاد کردی، تو پرچم رسالت بزرگی را به دوش کشیدی، رسالت انسانیت، حق و عدالت، مبارزه با ظلم و ستم، اسلام واقعی و تشیع حسینی، و هزاران مومن ملتزم مسئول گرد پرچم تو آمدند، و دست به مبارزه‌ای بی امان زدند، عده‌ای شربت شهادت نوشیدند و عده‌ای دیگر در انتظار شهادت، فداکاری و جانبازی می‌کنند.

ای علی عزیز! تو حسین را به ما شناساندی، تو رمز شهادت را به ما آموختی، تو نشان‌دادی که از آدم تا حسین، همیشه انسان، شایسته‌ترین محصول عالم خلقت را ،  برسم قربانی ؛ هدیه پروردگار عالم کرده است، تو ثابت کردی که حسین وارث همه نسلهای گذشته، مظهر همه فداکاریهای تاریخ، نتیجه تکامل همه بشریت است، و زیباترین و شایسته‌ترین و مهمترین هدیه‌ایست که انسان به پروردگار جهان تقدیم می‌دارد.
ای علی! تو در دنیای معاصر، با شیطان‌ها و طاغوتها به جنگ پرداختی با زر و زور و تزویر در افتادی، با تفکیر روحانی نمایان، با دشمنی غربزدگان، با تحریف تاریخ، با خدعه علم، با جادوگری هنر، روبرو شدی، همه آنها علیه تو به جنگ پرداختند، اما تو با معجزه حق و ایمان به خدا، و صبر و تحمل دریا، و ایستادگی کوه، و برّندگی شهادت به مبارزه خداوندان زر و زور و تزویر برخاستی و همه را به زانو درآوردی.

من دیروزاز  برّش شمشیر تو  لذّت می‌بردم و عظمت  تو  را در قدرتت و کلامت می‌دانستم، ولی امروز عظمت تو را در عشق و ایمانت، در عرفانت ، در تنهائیت، در کوههای غمت، در دریاهای دردت مشاهده می‌کنم، هنگامی‌که دل دردمندت  می‌جوشد و می‌خروشد و سر به چاه کرده می‌گریی، من بیش از اندازه به تو احساس نزدیکی می‌کنم، هر چه بیشتر بهتو تهمت می‌زنند، و هر جه زیادتر ازتو بد می گویند ، و هر چه شدید‌تر شیعیانت  را زجر و شکنجه می‌دهند، عشق و احترام من به تو  شدیدتر و سوزان‌تر و عمیق‌تر می‌شود...
تو ای علی تو در بغض دل ، در بلور اشگ ، در  نبض لحظه ها ، در طپشهای دل ، در خلوص ایمان  ، در نماز نیاز ، دروضوی مرغابی ها ،  قیام درختان ،  رکوع آفتابگردانها، و  سجده چمن ، وشکفتن  گلها   و لرزش برگها و تسبیح سنگریزه‌ها،، در تابش  ماه ،و زیبایی ستارگان،  و عظمت آسمان ، و شکوه و هیبت طلوع و آیات اسرار آمیز غروب ، در ستیغ کوهای سر  به فلک کشیده ، در تلاطم  طوفانی اقیانوسها  حضور داری.

تو ای علی در جوش و خروش زنجیریان و محرومان، حیات داری. قسم به عدل و عدالت، که تا روزگاری که ظلم و ستم بر دوش انسانها سنگینی می‌کند، تو در فریاد ستمدیدگان علیه ستمگران می‌غرّی و می‌خروشی. قسم به شهادت که تا وقتی که فدائیان از جان گذشته، حیات و هستی خود را در قربانگاه عشق فدا می‌کنند، تو بر شهادت پاک آنها شاهدی و شهیدی

 ز لیلایی شنیدم یا علی گقت
به مجنون چون رسیدم یا علی گفت
نسیمی غنچه ای را باز می کرد
به گوش غنچه کم کم یا علی گفت
چمن با ریزش باران رحمت
دعای کرد او هم یا علی گفت
یقین پروردگار آفرینش
به موجودات عالم یا علی گفت
دلا بایست هر دم یا علی گفت
نه هر دم بل دمادم یا علی گفت
به هر روز به هر شب یا علی گفت
به هر پیچ به هر خم یا علی گفت
دمی که روح در آدم دمیدند
ز جا بر خاست آدم یا علی گفت
علی در کعبه بر دوش پیمبر
قدم بنهاد و آن دم یا علی گفت
عصا در دست موسی اژدها گشت
کلیم آنجا مسلم یا علی گفت
نمی شد زنده جان مرده هرگز
یقین عیسی بن مریم یا علی گفت
ز بطن حوت یونس گشت آزاد
ز بس در ظلمت یم یا علی گفت
به فرقش کی اثر می کرد شمشیر
شنیدم ابن ملجم یا علی گفت
مگر خیبر ز جایش کنده میشد؟
یقین آندم علی هم یا علی گفت


[ دوشنبه 85/5/16 ] [ 3:46 صبح ] [ نرگس الهی ] [ نظر ]

 ***    بسم الله الرحمن الرحیم *** 

 

خشونت از دیدگاه روان شناسی یعنی ناتوانی در کنترل خشم. بنابراین برخلاف آن که برخی خشونت را نشانه قدرت می دانند، نمایانگر ضعف و درماندگی فرد در مقابله با مشکلات و کنترل خود است و بدیهی است کسی که از کنترل حالات خود ناتوان است، فرد قدرتمند و موفقی در زندگی نخواهدبود.
خشم ازجمله هیجان هایی است که بطور طبیعی و ذاتی در همه افراد با تفاوتهایی وجود دارد و انسان در طول زندگی خود می آموزد و یا باید بیاموزد که هیجان هایش را تحت کنترل خود درآورد و در سطح متعادل نگاه دارد

قرآن ما را به کنترل انفعال خشم   سفارش کرده است، زیرا انسان وقتی خشمگین می شود فکرش از کار باز می ماند و قدرت صدور احکام و دستورهای صحیح را از دست می دهد و نیز در اثنای  خشم ، غده های چربی در کلیه، هورمون آدرنالین ترشح می کنند، این هورمون بر کبد اثر می گذارد و باعث می شود که کبد مقدار زیادی مواد قندی ترشح کند و این عمل باعث افزایش نیروی بدن انسان می شود و او را قادر می سازد که برای دفاع از خود، نیروی عضلانی لازم را به کار گیرد و افزایش نیروی بدنی به هنگام انفعال خشم ، باعث آمادگی بیشتر انسان جهت تجاوز فیزیگی به کسی که موجب بر انگیختن خشمش شده است می شود. از این رو به چند دلیل، حکومت بر نفس در حالت خشم مفید خواهد بود:

1- انسان، قدرت خویش را بر تفکر سالم و صدور احکام و دستورهای صحیح حفظ می کند و کاری انجام نمی دهد یا سخنی ابراز نمی کند که بعداً پشیمان شود.

2- انسان، تعادل جسمی خود را حفظ می کند بنابراین، تشنج جسمی ناشی از افزایش نیرو که آن هم نتیجه افزایش ترشح مواد قندی توسط کبد است، به او دست می دهد و به این ترتیب از دست زدن به اعمال خشونت آمیز مانند تجاوز فیزیکی به دشمن که اغلب در هنگام  خشم اتفاق می افتد، دوری می کند.

3- در دست داشتن کنترل حالت انفعالی  خشم و عدم تجاوز، اعم از جسمی یا لفظی، به دیگران و تداوم رفتار نیک و توأم با آرامش نسبت به مردم، قاعده باعث ایجاد آرامش در طرف مقابل می شود و خود او را نیز وا می دارد که به خود بیاید و آرامش خود را باز یابد و این مسأله بدون شک منجر به جلب دوستی و محبت مردم می شود و به طور کلی به حسن روابط انسانی کمک می کند.

4- حکومت کردن بر انفعال خشم از نظر بهداشتی نیز سودمند است، زیرا این کار همان طور که قبلاً اشاره کردیم، انسان را از بسیاری از امراض جسمی که معمولاً در نتیجه انفعالات شدید به وجود می آیند، دور می سازد.

خداوند نیز به افرادی که برخشم خود غالب شوند، وعده ثوابی عظیم داده است. "بشتابید به سوی مغفرت پروردگار خود و به سوی عشقی که پهنای آن آسمانها و زمین را فرا گرفته و برای پرهیزگاران مهیاست آنهایی که از مال خود به فقرا در حال وسعت و تنگدستی انفاق کنند وخشم و غضب فرو ننشانند و از بدی مردم در گذرند (چنین مردمی نیکوکارند) و خدا دوستدار نکوکاران است." (آل عمران،  آیه 133و134

دیدگاه  بزرگان دینی ، علما ، حکما ، فیلسوفان و مشاهیرعلم و فرهنگ و  ادب دنیا را  در مورد  خشم و نکوهش آن.

نبی مکرم اسلام ، حضرت محمد (ص):

نیرومندی به به زور بازو نیست ، نیرومند کسی است که به خشم خود غالب آید.

آن کس که خشم را از سرزمین دلش برکند و به نفس خویش چیره شود از بزرگان بنی ادم است.

خشم از آتش است ، با آب آن را فرو نشنانید .

مولای متقیان امیرالمومنین علی (ع) :

خشم و غضب خرد را تباه می کند و انسان را از درستی دور می سازد.

شجاعت از آن کسی ست که خشم خود را با آب حلم فرونشاند.

امام جعفر صادق (ع):

از خشم و غضب بپرهیزید ، زیرا غضب شخص را به مذلت پوزش طلبیدن وادار می سازد.

سعدی :

مرد نه آن است که حمله اورد ، بلکه مرد آن است که در وقت خشم  خود را بر جای بدارد و پای از حد انصاف بیرون ننهد .

سیسرون :

نفرت همان خشم و غضب است که روی هم انباشته شده است.

غضب و خشم کلید هرشری ست.

بقراط حکیم :

بردباری در زمان خشم و خوشروئی در هنگام عسرت مشگلترین کارهاست.

استاهل :

چیزی که جبران ناپذیر است خشم مهار نشده است.

مونت نین :

تنبیه در هنگام خشم اصلاح نیست ، بلکه انتقام است.

بوذرجمهر:

انسان باید که تیزی آتش خشم را به آب حلم فرو بنشاند و شیطان هوس را با افسون خرد در شیشه کند و بنای کارها را به لطف بنهد.

فیثاغورث :

خشم با دیوانگی آغاز میشود و با پشیمانی پایان می پذیرد.

والتر پوپ:

خشمگین شدن  انتقام خطاهای دیگران را از خود گرفتن است .

لابرویر:

خشم یک کینه مکشوف و موقتی ست ، ولی کینه یک خشم دائم و محفوظ است.

گوستاولوبون :

دقیق ترین ارواح بشر به محض اینکه در قلمرو تعصب قدم گذاشت قدرت باریک بین و تعقل خود را از دست میدهد.

رسه گور :

غضب نابیناترین ، شدیدترین و زشت ترین ناصحان است.

در پست بعدی که آخرین قسمت این مبحث هست ، چگونگی مقابله و کنترل و مدیریت خشم را با هم خواهیم آموخت


[ جمعه 85/4/16 ] [ 2:16 صبح ] [ نرگس الهی ] [ نظر ]

مو کنان مویه کنان گل می برند    یاس را از پیش بلبل می برند

ای مدینه شهر پیغمبر سلام     

ای هماغوش غم حیدر سلام

السلام ای شهر قران و نزول     

ای که دیدی آه زهرای بتول

السلام ای مهبط عشق و شهود 

السلام ای خانه یاس کبود

 

مدینه ! ای مدینه !

امشب از خانه ای برایمان بگو که کانون عشق ورزی و ایثار بود. از خانه ای که شجاع ترین بابای علم و مهربانترین مادر دوران در آن زندگی می کردند. از کودکانی که هر کدام به درجه ای از زیبایی و کمال و فضیلت بودند که نام شان از آسمان برایشان انتخاب می شد. از خانه ای بگو که با همه مهربان و صمیمی بودند و غذای خود را و هر آنچه داشتند در راه رضای خدا هدیه می دادند.از خانه ای بگو که فرشتگان عالم هم هنگام ورود به آنجا از صاحبخانه اجازه می گرفتند.از خانه ای که حرمتش شکسته شد.از دری که سوزانده شد....از علی بگو. از زهرای مرضیه.

مدینه تو دیده ای که چگونه در خانه ای در محله بنی هاشم آتش زده شد:

آتش بر آشیانه مرغی نمی زنند      

گیرم که خانه خانه بنت الهدی نبود 

بگو که چه کسانی و چگونه به صورت زهرا سیلی زدند؟ هر چند که صورت سیلی خورده اش را به کسی نشان نمی داد، اما تو خوب شاهد بوده ای. تو خوب جای سیلی را دیده ای.تو فرود آمدن تازیانه ها را مشاهده کرده ای و از بازوی ورم کرده خبر داری.تو صدای ناله کودکان را شنیده ای زمانی که مادر پشت در بود، زمانی که در می سوخت. زمانی که مادر زمین افتاد و زینب دردانه داشت با چشمان اشک آلود نگاه می کرد. تو صدای فریاد زهرا را شنیده ای. تو برای اولین و آخرین بار شاهد بستن دست های بزرگ مرد تاریخ بوده ای که در تمام عمر خود از هیچ میدان مبارزه ای شکست خورده بر نگشت.

بگو مدینه! بگو از چیزهایی که دیده ای و از ناله هایی که شنیده ای.

السلام ای آشنای فاطمه  

قصه گواز ناله های فاطمه

بگو وقتی با لگد به در زدند چه بر سر پهلوی زهرا آمد؟ بگو که چگونه در حالی که هنوز اضطراب و درد اصابت لگد آرام نشده بود به ضربت سیلی به زمین افتاد.

مدینه بگو از همسری که وقتی با آن همه درد به خود آمد و همسرش را کنار خود ندید دنیا پیش چشمش تیره و تار شد. بگو چگونه پیش چشمان کودکی مادرمهربانی به زمین افتاد؟

بگو که چگونه مادر را نگاه می کرد و اشک می ریخت و چگونه دست مادر را گرفته بود؟

کوچه ای که ماه را سیلی زدند

آسمان را پرده نیلی زدند

جای جایت بوی کوثر می دهد

بوی سوز و اشک حیدر می دهد

مدینه تو شاهد بودی که چگونه امیرالمومنین را غریبانه می کشیدند. مدینه تو شاهد بودی که وقتی ناله زهرا بین در و دیوار بلند شد؟ شیرمرد میدان های نبرد چه حالی یدا کرد!!

توشاهد بودی که وقتی چشم علی به صورت نیلی شده زهرایش افتاد، چه حالی پیدا کرد! و وقتی داشت غریبانه بدن زهرایش را غسل می داد و دستش به بازوی ورم کرده رسید چگونه اشک می ریخت، چگونه از دل آه می کشید و ناله می کرد!!

تو شاهد بودی که چگونه شب ها بچه ها را یکی یکی می خواباند و از خانه بیرون می آمد و کنار قبر زهرا گریه می کرد.

امروز از بقیع برایمان حرف بزن. بگو حرفهایی که صد ها سال در سینه داری..برایمان از مزار مادر مان  بگو. بگو کجا پیدایش کنیم ؟

هزار ساله کوچه ها      پر میشه از عطر یاس

اما مکان اون گل          مونده هنوز ناشناس


[ چهارشنبه 85/4/7 ] [ 4:54 عصر ] [ نرگس الهی ] [ نظر ]
درباره وبلاگ

همسفرمهتاب وبلاگی است فرهنگی . مذهبی . اخلاقی و اجتماعی. باغی ست آسمانی . برای سفری از خود به خود و ازخود به خلق و از خلق به خدا.

ورود به مدیریت
دوستان










بازدیدهای وب
امروز: 35
دیروز: 200
تاکنون: 338680
تعداد یادداشت ها: 122
موسیقی وب