سفارش تبلیغ
صبا ویژن


میخواهم بنویسم طاقتم طاق شده است

ولی می بینم با این همه غم هنوز زنده ام و نفس می کشم اما

پس چرا جگرم می سوزد؟!

اشکهایم را پایانی نیست

گاه در دل و گاه بر چهره ام میگریم

دعاهایم برای سلامتیت راهش را به رفتنت گم کرد

آن تک گل آرزویم را که کاشتم در باغچه امیدو انتظارخشکید

دلم باز می لرزد مثل لحظه هایی که بر بالینت دعا می کردم

دل در سینه قرار نداشت

ای کاش بر سینه ام ندای ای کاش سنگینی نمیکرد

چقدر سخت است ندیدنت ، نداشتنت ، نبودنت

چقدر دلم برای لبخندهایت ، مهربانیت تنگ است

و من باز می سوزم

باز می گریم

از رفتنت مادر

یاد لحظه ای که خدا را سوگند دادم
به عزت همه مادران مهربان

که تو برگردی

اما هنوز از خود می پرسم
دعای چه کسی از دل شکسته من گیراتر بود

که تو رفتی؟!!

مادر! در فراقت بیقرارم

سلام مرا به پدر برسان

هنوز داغش را بردل داشتم که رفتی

چقدر این روزها تلخ است

شاید دیگر دلی ندارم

اما هنوز میگریم...

می سوزم......

خدیا!


تورا قسم  میدهم
به پهلوی شکسته فاطمه زهرا(س)
مادرم را درپناهت شاد کن



[ سه شنبه 98/11/1 ] [ 12:2 صبح ] [ نرگس الهی ] [ نظر ]
دوستان










بازدیدهای وب
امروز: 36
دیروز: 77
تاکنون: 382394
تعداد یادداشت ها: 131
موسیقی وب