


رحلت جانگدازرسول مکرم اسلام حضرت محمد مصطفي (ص) و شهادت مظلومانه
غريب اهل بيت،امام حسن مجتبي و شهادت جانگداز امام انس و حان ؛
ثامن الحجج ؛ حضرت علي ابن موسي الرضا المرتضي عليهم السلام بر شيعيان تسليت باد

اربعين آمد... سلام بر حسين واربعين عاشقانه هايش، سلام بر حسين و بر لباني که از آنها آيه مي تراويد... چون آيه هاي کتاب کريم... سلام بر حسين و بر زينبش و بر آن هجده ماهتاب بر نيزه شده .... السلام علي الشيب الخضيب السلام علي الخد الطريق السلام عليک يا ابا الشهدا يا ابا عبد الله...

پس از آنکه کارزار پايان يافت و حسين ، عمود خيمه عشق ، بر زمين افتاد و طوفان طف فرو خوابيد، مبارزه نوينى در برابر ظلم آغاز و جبهه اى به وسعت قلب همه انسانها باز شد. اين بار قهرمان داستان زينب است و زبان گوياى او و امام سجاد عليه السلام شمشير برانى است که رگ حيات ستم را قطع مى کند.کاروان اسرا، از کانون حماسه دور مى شود و حال و هواى آنان ائينه تمام نماى ماهيت نهضت حسين است . از سرهاى بريده نور مى بارد و از راس نورانى حسين عليه السلام آواى قرآن بگوش مى رسد: ام حسبت آن اصحاب الکهف و الرقيم کانوا من اياتنا عجبا .....
شبها، اهل بيت قرآن و نماز شب مى خوانند و ذکر خدا از لبانشان جدا نمى شود و از اسارت خويش و شهادت مردانشان پشيمان نيستند.اين قافله بجاى آنکه نشانه افتخارات لشکر کوفه باشد نمايشگر قساوت يزيديان و مظلوميت وحقانيت سپاه جان باخته عشق است .
زينب ماموريتى ويژه و سنگين به عهده دارد. شهداء در قتلگاه آراميده اند و تکليف خود را به بخوبى انجام داده اند و شاهدان بايد در طول مسير، رسالت تبليغى خود را به انجام رسانند. آيا اسارت و زنجير مانع از انجام تکليفشان خواهد بود؟ آيا کشته شدن عزيزانشان و تالمات روحى ناشى از آن ، آنان را از مسئوليت خطير ابلاغ پيام باز خواهد داشت ؟
خيابانهاى کوفه و شام و مجلس يزيد و ابن زياد جواب اين پرسشها را بخوبى مى دهد که هيچ نيرويى قادر نيست ايمان زينب و زبان رساى على گونه اش را به زنجير کشد.
دست ستم در پوشش تبليغاتى عوام فريبانه و زهر آلوده به خون فرزندان فاطمه آلوده شده است و جو مسموم تحريف حقايق هنوز اجازه نمى دهد تا مردم از ماهيت جنگ نينوا آگاه شوند. فريادى روشنگر لازم است تا مردم پشت جبهه را از عوام فريبى ها و تحريف ها آگاه شوند. فريادى روشنگر لازم است تا مردم پشت جبهه را از عوام فريبى ها و تحريف ها آگاه سازد. جنگ تبليغاتى آغاز مى گردد. جنگى نابرابر که در يک طرف ، حکومت با تمام ساز و برگ تبليغاتى و در طرف ديگر زنان و کودکانى داغديده ، گرسنه و خسته .
زينب در کوفه و شام پرده از چهره کريه بنى اميه برداشته و با منطق علوى ، مغلطه ها و سفسطه هاى ابن زياد و يزيد را افشار مى کند و با افشاگريهاى روشنى بخش خود، از جنايت هولناکى که در سرزمين خونبار تف رخ داده پرده بر مى دارد و بدين ترتيب نقاب از سيماى حسينيان و فرزندان رسول خدا کنار مى رود واعتراضها، قيامهاى و انقلابها يکى پس از ديگرى آغاز مى شود و پيام کربلا به گوش تاريخ مى رسد و عاشورا را جاودانگى مى يابد و قتلگاه حسين عليه السلام قبله گاه مى گردد وامت هاى افسرده را جانى دوباره مى بخشد.در فصل پيام خون، زينب عاشورايى در تبعيد به پا مى کند و جوامع بشرى از آن تاريخ به بعد گلواژه آزادى و شهادت را از شجره خونين کربلا مى چينند.
واينک اى حسين ! آرامگاه و بارگاه تو آرامش بارگاههاى متعفن طاغوتيان را بر هم زده و زيارتگاه شيفتگان حق و تشنگان عدالت ، گشته است و تربت پاک تو سربازان عاشقى تربيت کرده است که در طول تاريخ عاشوراها ساخته اند و پرچم امر به معروف و نهى از منکر را که در کربلا برافراشتى بر تارک تاريخ به جنبش در آورده اند و خيمه عشقى که در نينوا زدى همچنان بر پا نگهداشته اند.ياد بود رستاخيز عاشوراى تو هر سال با شکوهتر از سال پيش بر پا مى شود و هر محرم و صفر شور و شعور و عشق و عقل ، در صحنه جامعه و در درون انسانها به ملاقات هم مى آيند، اگر عشق تو در دلها نبود عقل بى پناه مى ماند و اگر شور تو بر سرها نبود شعور مى خشکيد.
ياد بود رستاخيز تو هر سال از عاشورا تا اربعين ، خلق جهان را متوجه پيام قيامت مى کند. عاشورا روز شهادت حماسه سازان و اربعين روز زيارت مرقد عاشور سازان است .
عاشورا خروش خون حسين و اربعين ، پژواک اين فرياد ظلم شکن است . عاشورا و اربعين نقطه ابتدا و انتهاى عشق نيست بلکه چله عارفانه شيعه است ولى نه مثل چله درويشان و مرتاضان در کنج عزلت و خانقاه . بلکه همچون خود حسين در ميانه انسانها و جامعه .
عاشورا تا اربعين نقطه اوج عشق حسين است و در اين چهل روز، حسين عليه السلام تنها سخن محافل و مجالس است تا در طول عمر انسان بهانه بيدارى ظلم ستيزى باشد.
عاشورا زمانه خون و ايثار و اربعين بهانه تبليغ و پيمان است ، عاشورا روزى است که حسين با تاريخ سخن گفت و اربعين روزى که تاريخ ، پاى درس حسين عليه السلام مى نشيند.
عاشورا روزى کشت خون خدا در کوير جامعه ظلم زده و و اربعين آغاز برداشت اولين ثمره آن است . اربعين فرصتى براى اعلام همبستگى با عاشورا است .
زيارت اولين زائران حسين و بازگشت اهل بيت امام بر سر خاک گلگون شهيدان بهانه اى منطقى براى تاسيس عزاى اربعين بود. اولين زائر حسين عليه السلام چه جابر باشد و چه ديگران و جابر قبل از اهل بيت به کربلا آمده باشد يا پس از آنان و اين حضور چه در اربعين اول باشد و چه در اربعين دوم ، تغييرى در فلسفه اعلام اربعين به عنوان چهل روز عزاى براى حسين عليه السلام ايجاد نمى کند.
چهل روز متوالى ،از عاشورا تا اربعين در واقع مراسم سالانه و رسمى اعلام انزجار از ظالمان تاريخ است و در اين اعتراض عمومى ، حسين سمبل شجاعت ، پايمردى و آزادگى و يزيد نماينده و مظهر جور و فجور است . در اين چهل روز ياد حسين صدرنشين محفل دلها است و افکار عمومى بيش از هر حادثه مهم ديگرى تحت تاثير حادثه کربلا است و اين چهل روز فرصت مناسبى است تا مردم ، عشق به حسين و کينه و تنفر از قاتلان او را در دل خود بپرورانند و اين کينه مقدس را با پوست و گوشت خود و فرزندانشان در آميزند و عظمت گرمى حماسه عاشورا را به هر عصر و نسلى برسانند و شور عاشورا را هر سال تازه تر از سال گذشته بر پا کنند تا کلاس درس عاشورا هر سال با شکوهتر از سال پيش دائر گردد. اينجاست که فلسفه اربعين رخ مى نمايد. باشد تا ما نيز از اين کلاس پر بار درس شهادت بياموزيم و خود را جهت يارى مولايمان حضرت مهدى (عج ) آماده نمائيم

