بسا يک خوردن که مانع شود لذّت از خوردنيها را بردن . [نهج البلاغه]
امروز: چهارشنبه 30 مرداد 1387
   1   2   3      >

         



اول ذيحجه سالروز ازدواج فرخنده حضرت فاطمه سلام الله عليها و حضرت علي عليه اسلام مبارک باد.


السلام عليک يا اميرالمؤمنين(ع)

السلام عليک يا فاطمه الزهرا(س)


لباس ياس برتن کرد زهرا

کنار دست وي بنشست مولا

محمد خطبه خواند؛ زهرا بلي گفت
بلي نه ؛ بلکه از دل يا علي گفت



معرفي خوشبخت‌ترين آدم روي زمين توسط :


حضرت فاطمه‌ي زهرا سلام الله عليها


اجازه بدهيد اول با هم سنگهايمان را درباره‌ي خود خوشبختي وابکَنيم و به يک تعريف واحد برسيم، آنگاه من برايتان مي‌گويم که خوشبخت‌ترين آدم روي زمين کيست.


اصلا من يک ملاک به شما مي‌دهم که بتوانيد خوشبخت‌ترين آدمِ هر زماني را که بخواهيد در کمترين زمان تشخيص دهيد.


اما خوشبختي!


پول و مقام و چه وچه خيلي خوبند، شايد در راه خوشبخت شدن هم به آدم کمک کنند و تا حدي باعث خوشبختي بشوند، اما فکر نکنم هيچ‌کسي اگر خودش و وجدانِ خودش، تنها بنشينند و منصفانه قضاوت کنند، به اين نتيجه برسند که اگر من يک؛ نه ببخشيد؛ صد ميليارد داشتم، خوشبخت‌ترين آدم روي زمين مي‌شدم.


پس خوشبختي چيست؟


من و وجدانم براي رسيدن به اينکه چه چيزي باعث خوشبختيمان مي‌شود، خيلي اين طرف و آن طرف زديم، خوب منکر اثرات چيزهايي مثل مقام و ثروت هم نبوديم.


اما!


اما آخرِ کار ميدانيد به کجا رسيدم؟ برايتان مي‌گويم، درون خود چيزي به نام فطرت پيدا کردم که احساس کردم اگر گوشم را از هياهوي دور و برم ببندم، فرياد او را که از اعماق جانم بر مي‌آمد را خواهم ‌شنيد، و فهميدم که اگر به او پاسخ دهم، و او را راضي کنم، حس خنکي در من مي دمد که حال خوش خوشبختي به من دست مي‌دهد، اما چگونه بايد مي‌فهميدم که تمام خواسته‌هايش چيست؟


در راهي که من براي خوشبخت شدن انتخاب کردم، حتي پول هم بکار مي‌آيد


البته بعضي‌ از آنها بسيار واضح بود، مثل حس پرستش، و من در اين چند ساله‌ي حياتم لااقل اين را فهميده بودم که لَه لَه  پرستش، با هيچ معبودي جز خدا، سيراب نمي‌شود.


فطرت، رهايم نمي‌کند، هرگاه که صدايي براي مشغول کردن من نيست فريادش را مي شنوم.


من در کند و کاوم ، دستور العمل‌هايي يافته‌ام که پاسخ نداي درونم را مي‌دهد، بله آن همان دين است، ديني که بر پايه‌ي فطرت بناگذاري شده است.


آري من راه خوشختي را در دينداري يافتم اما، چقدر راههاي دينداري مختلف است، چقدر امام و رهبر و راهبر در اين وادي است، دست در دست کدامشان بايد گذاشت که مطمئن بود راه را بسوي ديار خوشبختي مي‌پيمايد؟


من اين را نيز يافتم، و جالب اين است که در مسلک آن امام و در آيين او حتي پول هم خوشبختي مياورد، مقام نيز آدم را خوشبخت‌‌تر مي کند.


زهرا در اين تاريکي، چراغي تابان برافروخت که جاي ترديدي براي هيچ کسي باقي نماند


من وقتي پروردگار زمين و زمان، همو که مرا بود کرده بود، را براي شديدترين نياز درونم ، پرستش، به خدايي برگزيدم، او پيکي به‌ سوي من فرستاد که در دستش نسخه‌ي سعادت من بود.


و او راهبري برايم گمارد تا مرا به مقصد رساند.


اما در اين ميان خيلي ‌ها دستشان را براي گرفتن دست من دراز کرده‌اند، از کجا بفهمم که کدام يک هماني است که پيک خدايم ، پيامبر، برايم انتخاب کرده است.


در اين گير و دار ، اين دختر رسول خدا است که مرا از حيرت مي رهاند، آري، من شنيدم که فاطمه ‘که درود معبودم بر او باد از زبان پدرش مي‌گفت: همانا خوشبخت، و بلکه آخر همه‌ي خوشبختها، کسي است که دوست‌دار علي در زندگي‌اش و بعد مردنش باشد.


زهرا در اين تاريکي، چراغي تابان برافروخت که جاي ترديدي براي هيچ کسي باقي نماند.


گفتم در راهي که من براي خوشبخت شدن انتخاب کردم، حتي پول هم بکار مي‌آيد، بله، خديجه را که حتما مي‌شناسيد، او کسي بود که پولش نيز در راه خوشبختيش خرج شد و واقعا در سعادتش اثر داشت، شايد دور و برتان آدمهاي زيادي باشند که پول و بلکه همه چيزشان را حتي آبرويشان را صرف خوشبختي‌شان همان محبت علي، امير مؤمنان را مي‌گويم مي‌کنند.


قول داده بودم که ملاکي براي پيدا کردن آدمهاي خوشبخت،‌دستتان بدهم، و اکنون بگمانم خود به آن رسيده‌ايد که آن محبت علي عليه السلام است.


حواستان باشد که من از خودم اين ملاک را در نياوردم بلکه نزديک‌ترين کس به پيک الهي، دختر رسول خدا آن را فرموده است.


متن روايت:


عن فاطمة الزهرا، عن رسول الله –صلي الله عليه و آله و سلم-:


اِنَّ السعيدَ کلَ السعيـدِ، مَن اَحَبَّ عَليـاً‌ فِـي حَياتِـهِ وَ بَعدَ مَـماتِـهِ.    



درسي از شب ازدواج حضرت فاطمه (س)


در شب ازدواج حضرت فاطمه سلام الله عليها شور و شوق خاصي درشهر مدينه برپا بود. قلب پيامبر به خاطر اين پيوند مقدس مملوا ز شادي وشعف بود . پيامبر بسياري از اصحاب و بويژه مستمندان را به ميهماني اين ازدواج فرا خوانده بود. زنان بسياري گرد آمده بودند تا حضرت زهرا را در اين مراسم مشايعت کرده و به خانه علي عليه السلام ببرند. در ميان اين شلوغي و ازدحام ناگاه زن فقيري نزد حضرت فاطمه رفت و درخواست کمک نمود. همه با تعجب فاطمه را مي نگريستند که چگونه در چنين زمان حساس و به ياد ماندني از زندگي اش ، هر آنچه در پيرامونش مي گذرد را رها کرده و به ياري بنده اي از بندگان خدا مي شتابد حضرت با قلبي مملو از رحمت و رافت و با نگاهي مهربان به آن زن گفت :


"بگو چه مي خواهي تا من تو را ياري کنم ."


زن بامشاهده چهره مهربان حضرت زهرا و در حالکه بغض گلويش را مي فشرد چنين گفت:


" اي دختر رسول خدا، نمي خواستم که در چنين شب بزرگي از زندگي ات خاطر تو را آزرده کنم ، ولي چه کنم که ناتواني به گونه اي مرا در سختي قرار داده که چاره اي جز اين نديدم که به نزد تو بيايم. اکنون نيازمند به پوشاکي هستم که خود را با آن بپوشانم."


حضرت زهرا پس از شنيدن سخنان زن به او گفت :" قدري صبر کن تا من برگردم.


پس از لحظاتي حضرت فاطمه با لباسي که براي مراسم عروسي اش تهيه شده بود، به سوي زن آمد. حضرت  با دستان مهربان خود لباس عروسي اش را به زن بخشيد و او را به خدا سپرد. اطرافيان در حاليکه با تعجب بسيار به دختر پيامبر مي نگريستند علت اين امر را از او جويا شدند و حضرت  در جواب آنان به آيه اي از آيات قرآن استناد کردو فرمود:


" لن تنالوا البرحتي تنفقوا مما تحبون"


"هرگز به مقام نيکو کاران نخواهيد رسيد مگر از آنچه دوست مي داريد در راه خدا انفاق کنيد."


پيامبر پس از اين اتفاق فرمود:" جبرئيل بر من نازل شد و فرمود:


" خداوند به تو و فاطمه سلام مي رساند  و مي فرمايد هرچه فاطمه بخواهد به او مي دهيم."


من با فاطمه عليها السلام اين موضوع را مطرح کردم و او در جواب من گفت:


" هيچ چيز جز توفيق خدمت در راه حق نمي خواهم و از خداوند طلب مي کنم که رحمتش هميشه باقي باشد."



 آغاز زندگي مشترک
زندگي مشترک  حضرت فاطمه (س) و همسر با وفايش علي (ع) به سادگي و بدور از تشريفات آغاز شد و اين بانوي گرامي وارد مرحله جديدي از زندگي گرديد. حضرت با کمال ميل و در حاليکه احساس خوشبختي مي کرد به خانه ساده و بي آلايش علي بن البيطالب (ع) رفت. پدر بزرگوارش معني زندگي را به او آموخته بود و به وي تفهيم فرموده بود که انسانيت ، جوهر زندگي است و اهميت ازدواجي که بر اساس خوي و خصلتهاي اسلامي استوار گردد، به مراتب از زر و زيور دنيا با ارزشتر است .
ايشان به شئون مختلف زندگي عنايتي خاص داشت و با کار و کوشش به رفع نيازمنديهاي منزل مي پرداخت . زندگي حضرت فاطمه زهرا(س) بخاطر موقعيت حساسي که خاندان پيامبر داشتند و در راه دعوت اسلام با آزار و اذيت مشرکين و منافقين روبرو بودند آکنده از سختي و فشارهاي اقتصادي و اچتماعي بود. اما اين شرايط دشوار، خللي در عزم و اراده ايشان ايجاد نکرد و اين بانوي گرامي با صبر و تحملي خاص به وظايف خود عمل مي فرمود.
در زندگي حضرت عبادت و طاعت پروردگار ، انجام وظايف خانواده و همچنين مشارکت در مسائل اجتماعي و سياسي هر يک در جاي خود جلوه اي خاص داشت.
حضرت فاطمه (س) با اينکه مسئوليت زيادي در خانه بر عهده داشت، اما هيچگاه خود را از مسائل سياسي و اجتماعي دور نگه نداشت، حمايت بي دريغ ايشان از پيامبر اسلام و همچنين امام علي(ع) درخشانترين نقطه زندگيش مي باشد. حضرت در برخي از غزوات مشارکت داشتند و پيامبر در جنگ ها مسئوليت برخي از کارها را به اين بانوي گرامي مي سپردند. ايشان در سخت ترين شرايط تا آنجا که مقدور بود پدر و شوهر خود را د ر جبهه ها همراهي مي کردند.
حضرت فاطمه (س) با تمام توان، براي تبيين و تبليغ فرهنگ اسلامي و آموزشهاي زندگي ساز آن مي کوشيد. پس از رحلت پيامبر نيز حضرت فاطمه (س) در مورد سرنوشت جامعه اسلامي بي تفاوت نماند و در مقابل ظلم و بيعدالتي به شايستگي ايستادگي کرد. خطبه اي که اين بانوي گرامي پس از رحلت پيامبر در مسجد النبي بيان کردند، نمايانگر شجاعت، شهامت ، بينش الهي و آگاهي سياسي و اجتماعي ايشان است. با وجود چنين مسئوليت هايي ايشان در کنارهمسر با وفايش حضرت علي(ع) فرزنداني را تربيت کرد که هر يک الگويي راستين در ارزشهاي انساني شدند و از آنان نسلي پا به عرصه وجود نهاد که هنوز بعد از گذشت بيش از هزار سال ، سيره آنان در زندگي فرا روي تمامي حق جويان و کساني است که بدنبال ارزشهاي الهي و انساني هستند
ايشان در مسائل علمي تلاش چشمگيري داشتند و بخصوص بانوان را بر علم آموزي و کسب معارف الهي ترغيب مي کردند و مي فرمودند:
" جلسه مباحثه و مناظره علمي براي من بسيار ارزشمند است . هر سوالي که داريد بگوئيد تا جواب دهم."
نقل شده است که به واسطه کمالات علمي فراوان حضرت فاطمه(س) ، خدمتگذار ايشان " زني به نام"فضه " بر اثرملازمت و همراهي با اين بانوي گرامي، چنان با معارف قرآن آشنا شده بود که سالها با استناد به آيات قرآن به سوالات مختلفي که از سوي مردم مطرح ميشد، پاسخ مي داد.



زندگي زيباي فاطمه زهرا سلام الله عليها


به مناسبت ايام چند جلوه زيبا از جلوه هاي زندگي حضرت فاطمه زهرا عليها السلام رو براتون اوردم تا بتونيم همه ما ( مخصوصا خواهران گرامي) يک معرفت خيلي قشنگ تري نسبت به ايشان پيدا کنيم و از رفتارو منش ايشان براي خودمون يک الگو بسازيم


حضرت فاطمه عليهالسلام و خاستگاري وازدواج :


حضرت علي عليه السلام نزد پيامبر رفتند و از حضرت فاطمه ع خواستگاري کردند پيامبر نيز اين مهم را با فاطمه در ميان گذاشتند( و يکي از نکات مهم در ازدواج را که همان مشورت پدر با دختر باشد رعايت کردند و از رسوم جاهليت دوري کردند که به زور دخترانشان را به هرکسي که ميخواستند به ازدواج در مي آوردند )در مقابل وقتي پيامبر خبر خاستگاري حضرت علي ع را به فاطمه رساندند و نظر خود او را جويا شدند فاطمه ع به پدر احترام کرد و فرمود نظر شما چه مي باشد يا رسول الله انت اولي بما تري يعني اي رسول خدا تو از من سزاوارتري که اظهار نظر کني  پيامبر در جواب فرمودند : اذن الله فيه من السماء يعني خدا از آسمان اجازت فرمود.فاطمه ع پاسخ داد (در حالي که تبسم بر لب داشتند):رضيت بما رضي الله و رسوله يعني به آنچه که خدا و پيامبر او براي من رضايت داده اند خشنودم .


پيامبرصلوات الله عليه وآله و فاطمه عليها السلام در شرايطي به ازدواج امام علي عليه السلام پاسخ مثبت دادند که نه سرمايه اي داشت و نه باغ و نه زمين و نه اموالي فراهم آورده بود بلکه توجه فاطمه ع به ارزشهاي معنوي وسلامت وعصمت همسر آينده اش بود.


وقتي صبح عروسي پيامبر ص از فاطمه ع پرسيدند دخترم شوهرت را چگونه ديدي ؟ پاسخ داد يا ابي خير زوج يعني اي پدر بهترين شوهر ديدم .


شب ازدواج و آغاز لحظه هاي يک زندگي نوين براي هر مرد و زني شيرين و خاطره انگيز است اما بسياري اين لحظات شيرين را به انواع گناه مي آلايند اما کاملترين الگوي بانوان جهان حضرت فاطمه عليها السلام در شب عروسي حال ديگري داشتند :


امام علي ع شب عروسي ، فاطمه زهرا را نگرا ن وگريان ديد پرسيد چرا ناراحتي ؟ ايشان پاسخ دادند:


پيرامون حال ورفتار خويش فکر مي کردم به ياد پايان عمر و قبر خويش افتادم که امروز از خانه پدر به خانه شما منتقل شدم و روزي ديگر از اينجا به طرف قبر و قيامت خواهم رفت پس تو را به خدا سوگند مي دهم که  بيا تا با هم به نماز بايستيم تا با هم دراين شب خدا را عبادت کنيم .


و تا صبح مشغول عبادت بودند...


قالت : تفکرت في حالي و امري عند ذهاب عمري و نزولي في قبري فشبهت دخولي في فراشي بمنزلي کدخولي الي لحدي و قبري فانشدک الله ان قمت الي الصلوه فنعبد الله تعالي هذه اليله.


حضرت فاطمه عليها السلام واخلاص در عبادت :


ايشان ميفرمايند« کسي که عبادتهاي خالصانه خود را بسوي خدا بفرستد ، پروردگار بزرگ برترين مصلحت او را بسويش فرو خواهد فرستاد».


قالت :"من اصعد الي الله خالص عبادته اهبط الله عزوجل اليه افضل مصلحته"


حضرت فاطمه عليها السلام و برخورد صحيح اجتماعي با خوبان و بدان:


امام صادق عليه السلام روش برخورد صحيح اجتماعي با پرهيزکاران و فاسدان و دشمنان را از حضرت فاطمه عليها السلام اينگونه بيا ن مي کند که حضرت فاطمه ع فرموده اند :


«پاداش خوشروئي در برابر مومن بهشت است و خوشروئي با دشمن و انسانهاي ستيزه جو ، انسان را از عذاب اتش باز مي دارد.»


قالت : بشر في وجه المومن يوجب لصاحبه الجنه و بشر في وجه المعاند المعادي بقي صاحبه عذاب النار .




پيـونـد گـل اسـت و پيـونـد گلاب 

  پيوند علي و فاطمه شد صلوات



 


السلام عليک يا فاطمه الزهرا يا فاطمه اشفعي لنا


في الجنه فان لک عند الله شان من الشان









التماس دعا


 

 نوشته شده توسط نرگس الهي در چهارشنبه 21/9/1386 و ساعت 7:20 عصر | نظرات ديگران()
   1   2   3      >
 ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ
[18/5/1387- 9:26 ع] توبيا اي مرحم زخمهاي دل خستگان
[5/4/1387- 3:33 ص] کيست مادر
[19/3/1387- 8:35 ع] برخيز دعا کن که دعا را اثري هست
[آرشيو شده ها]