هر که ما را دوست بدارد، در روز قيامت همراه ماخواهد بود. [رسول خدا صلي الله عليه و آله]
امروز: چهارشنبه 30 مرداد 1387
   1   2   3   4   5   >>   >



آب زنيد راه را ، هين که نگار ميرسد


مژده دهيد باغ را ، بوي بهار ميرسد



راه دهيد يار را ، آن مه ده چهار را


کز رخ نور بخش او ، نور نثار ميرسد



چاک شدست آسمان ، غلغله ايست درجهان


عنبرو مشگ مي دمد ، چونکه به يار ميرسد



رونق باغ ميرسد ، چشم و چراغ ميرسد


غم به کناره ميرود ، مه به کنار ميرسد



باغ سلام مي کند ، سرو قيام مي کند


سبزه پياده مي رود ، غنچه سوار ميرسد                            



نوبت عشق مشتري، برسرچرخ ميزند


بهر روان عاشقان صد صلوات ميرسد



رحمت اوست کآب و گل ، طالب دل همي شود


جذبه اوست کز بشر ، سوم و صلات ميرسد




 


ميلاد با سعادت قائم آل محمد ، مولاي عاشقان ،


اميد  دل  منتظران  ،  حضرت  حجة بن الحسن


العسگري،  مهدي صاحب الزما ن عجل الله تعالي فرجه شريف  مبارک باد



نازنين نگار ، مهربانترين يار ، سلام


ميلادت مبارک ، همه جهان در انتظار ميلادت نور باران شده ، تمام خيابانها، کوچه ها ، حتي بن بست هاي تنگ ترين کوچه هاي شهر براي حضورت چراغان شده ، هرکس جشن ميلادت را به گونه اي ميگيريد. هرکس شاديش را به نحوي نشان ميدهد. نبض دنيا شادتر از هميشه ميزند . شيرين ترين حادثه تاريخي ، اميد همه دلهايي ، محبوب خاص  و عامي ، همه چشم ها در انتظار حضور تواند ، باور مي کني ؟ حتي انتظارهم درانتظار توست که به پايان برسانيش . من هم منتظر توام ، مثل همه عاشقانت ، امشب به شيوه خودم ، به شيوه عاشقي تنها در قلبم براي تو جشن گرفته ام ، در گوشه همين باغ ، الاچيقي از نياز برپا کرده ام ، مزين به گلبرگهاي سبز سبز انتظار ، شکوفه هاي سرخ تمناي يار ، بر سردر آن فانوسي آويخته ام که راه دلم را بيابي. من اينجا چشم براه توهستم. راستي ميائي ؟؟؟؟ من بر اين باورم که ميائي ، آخر تو ميداني که چه شوقي براي دينت دارم ، تو ميداني که  همه عمر منتظرت بودم ، ميداني که اين فانوس را تا آمدنت که با خود خورشيد را بياوري ، هرگز خاموش نخواهم کرد . ميدانم که ميداني به رسم عاشقان حقيقي ، بر عهد خود وفادارم و دل از تو بر نميدارم ، تو ميداني که اگر عمر اين انتظار به دارازاي عمر من باشد ، همچنان عاشقانه منتظر توام.


همه عمر برندارم سر از اين خمار مستي


که هنوز من نبودم  که تو د ر دلم نشستي


تو نه مثل آفتابي که حضور و غيبت افتد


دگران روند و آيند تو همچنان که هستي


گل نرگسم ، مهربان يار ، از تو به تو شکوه مي کنم . عزيز دلم ، مي بيني عمر اين انتظار چقدر طولاني شده ؟ مي بيني کودکان ما به عشق دينت به جواني رسيده اند. و جوانان ما به شوق وصالت به پيري ، و پيران ما با حسرت ديدارت تن به خاک سرد سپرده اند ، پس چرا دلشدگان را نظري نمي کني ؟؟محبوب دل ، نکند بخواهي من نيز با حسرت يک لحظه ديدارت هماغوش مرگ شوم ؟ ازتو نامهرباني را باور نمي کنم ، چنين باوري مرگ تمام آرزوهاست ، باور نمي کنم . زيرا ميدانم که تو مظهر عشق و عطوفتي ، سرچشمه همه خوبيهائي ، مرهم زخم سينه اي ، باران رحمتي ، طلوع صبح اميدي ، اميد درماندگان و  آخرين پناه خسته دلا ني            


 مولاي من ، تو ميداني که ديريست خسته وشکسته ام ، تنها و بي پناه ، درمانده ومحزون ، غريب و مهجور .... به من بگو کي به دلجوئي دل شکسته ام ميائي ؟؟ کي آتش اشتياق دل به ديدارت را فرو مي نشاني ؟؟ کي نغمـــه اناالمهدي را به گوش جانم ميخواني ؟؟؟؟


عزيز دلم ، شيرين ترين آروز، تا آمدنت ، اينجا ، در کنج خلوت دل ، زير فانوس عشقت به انتظار مي مانم ،وبا روياي خوش پايان اين شب سياه ، ليلي وار برايت نغمه هاي جانسوز هجران سرميدهم. ميدانم تو همه را مي شنوي . باتو عهد وفا دارم و هرجمعه آن را تازه مي کنم .جمعه هارا دوست دارم . حتي غروب هاي دلتنگش را  که ياس باز نيامدنت قلبم را در پنجه درد مي فشارد ، چرا که ميدانم دريکي از همين جمعه هاي زيبا تو ميائي  ، با دستهايي پر ازگلهاي نرگس عشق و محبت و ايمان و معرفت،  که سبد سبد به دلهاي منتظر هديه مي کني.من به اميد آن روز زنده هستم.






ازمن گرفته داغت شبهاي گفتگو را


بي توسکوت پائيز ، بسته ره گلو را


آوا ز جويباران ، بي منتهاي اشگم


بنگر چگونه برده ، ازسيل آبرو را


گفتم به خود که مهتاب‌، شايدبه شب نباشد


آويختم به هرکوي ، فانوس جستجو را


ديم که در سکوت ، ظلمت سراي اندوه


بگرفته نا اميدي ، دامان ارزو را


رفتي و با قيام ، رگبار سرخ شيون


بستم دهان شاد ، مرد ترانه گو را


     من غمگنانه اينجا ، خاموش بي تو ماندم    


تا که سپيده بگرفت ؛ شام سياه مو را


در آخرين دقايق ، اي موج آرزومند


ازشط سينه بر گير ، کشتي آرزو را



اللهم عجل فرج سيدنا و مولانا و قائدنا وامام زماننا و  ولي امرناحجة بن الحسن الهادي المهدي عليه السلام 


 آمين يارب العالمين


 نوشته شده توسط نرگس الهي در دوشنبه 28/6/1384 و ساعت 3:10 عصر | نظرات ديگران()
   1   2   3   4   5   >>   >
 ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ
[18/5/1387- 9:26 ع] توبيا اي مرحم زخمهاي دل خستگان
[5/4/1387- 3:33 ص] کيست مادر
[19/3/1387- 8:35 ع] برخيز دعا کن که دعا را اثري هست
[آرشيو شده ها]

بالا

طراح قالب: رضا امين زاده** پارسي بلاگ پيشرفته ترين سيستم مديريت وبلاگ

بالا