دانش، منشأ هرگونه خيري است . [پيامبر خدا صلي الله عليه و آله]
امروز: چهارشنبه 30 مرداد 1387
   1   2   3   4   5      >

 
   

ويژه نامه (3) شهادت بانوي محشر فاطمه زهراي مرضيه سلام الله عليها


     شهادت حضرت زهرا عليها السّلام

شهادت مظلومانه و جانگداز حضرت امّ الائمة النجباء صديقه کبرى فاطمه زهراسلام اللَّه عليها در مدينه 7۵ روز پس از رحلت پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله واقع شده است. اقوال ديگر در باره شهادت حضرت در سوم جمادى الثانيه خواهد آمد. در شب چهاردهم، امير المؤمنين عليه السّلام به همراه جمعى قليل از گلهاى سر سبد اصحاب، بدن مطهر صديقه کبرى سلام اللَّه عليها را به خاک سپردند.به سند صحيح از حضرت صادق عليه السّلام روايت شده است که حضرت فاطمه سلام اللَّه عليها، 7۵ روز بعد از پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله زنده بود. بنابر مشهورکه وفات آن حضرت در 28 صفر باشد، شهادت حضرت صديقه سلام اللَّه عليها در13يا 1۴ جمادي الاولي مي شود . در اين سه روز زيارت آن حضرت مناسب است .  


زاد المعاد: ص 37۴. فيض العلام: ص 2۴۶. بحار الانوار: ج 22، ص ۵۴۵ 




حضرت زهرا سلام الله عليها به روايت معصومين عليهم السلام
رسول خدا صلى الله عليه و  آله:
دخترم فاطمه را بدان جهت فاطمه ناميدند که خداوند عزوجل او و دوستانش را از آتش جهنم  به   دور  نگه مى‏ دارد 



امام علي عليه السلام:
من به فاطمه و فرزندانش مباهات مى‏کنم! آن گاه به رسول خدا صلى الله عليه و آله افتخار مى‏کنم در آن هنگام که فاطمه را به همسرى من درآورد. 



امام سجاد عليه السلام مى‏فرمايند:
وقتى که قيامت فرا رسد، منادى ندا مى‏دهد: در اين روز، ترس و اندوهى به خود   راه ندهيد. همه خوشحال از اين عفو عمومى سربالا مى‏برند. فاطمه عليها السلام وارد محشر مى‏شود و گفته مى‏شود کسانى که به آيات ما ايمان آوردند و مسلمان شدند به جز مسلمانانى که دوستدار اهل‏بيت هستند، همگى سرها را بزير اندازند. آن گاه اعلام مى‏شود: اين است فاطمه دخت محمد صلى الله عليه و آله و سلم. او و همراهانش به سوى بهشت مى‏روند. خداوند فرشته‏اى را خدمت وى مى‏فرستد و مى‏گويد: حاجتت را از من بخواه!
حضرت فاطمه عليها السلام عرض مى‏دارد:
روردگارا! حاجت من آن است 
که مرا و کسانى را که فرزندان مرايارى کردند، مورد عفو قرار دهى 



امام محمدباقر عليه السلام
حضرت فاطمه سلام الله عليها را به بهشت مى‏بردند و ليکن ايشان وقتى نزديک
بهشت مى‏رسد درنگ مى‏کند. خداوند مى‏فرمايد: درنگ شما براى چيست؟
فاطمه مى‏گويد
: پروردگارا! دوست دارم در چنين روزى مقامم شناخته شود. خداوند
مى‏فرمايد: اى دختر حبيبم! برگرد و نظر افکن و هرکس را که دوستى تو يا دوستى
يکى از فرزندان تو در دلش باشد، او را گرفته و وارد بهشت کن.» در ادامه امام
باقر عليه السلام مى‏فرمايد
: «به خدا سوگند! اى جابر در آن روز فاطمه شيعيان
و دوستانش را همانند پرنده‏اى که دانه خوب را از دانه بد جدا مى‏کند
،
از بين جمعيت جدا مى‏کند


 امام جعفر صادق عليه السلام 
نبوت هيچ پيامبرى تکميل نشد مگر اين که به فضيلت آن حضرت
اقرار نموده، محبت او را دارا باشد.



امام موسي  کاظم عليه السلام
همانا فاطمه، صديقه و شهيده است
در خانه‏اى که اسم محمد يا على، حسن، حسين، جعفر، عبدالله

و از زنان فاطمه باشد، فقر و تنگدستى واردنخواهد شد



امام حسن عسگري عليه السلام:

همه ما حجت خدا برمردمانيم ، ولي فاطمه سلام الله عليها حجت خدا برماست

 

امام مهدي عليه السلام:
دختر رسول خدا فاطمه عليها السلام  براى  من  سرمشق  
و  الگوى  نيکويى  است



ادبيات فاطمي  

  


 فاطمه يادگار رسول خدا وتنها دختر اوست . مدينه، عطر محمد(ص) را از او استشمام مى کند و در خلق و خلق، به او مى‏نگرد که «آينه مصطفى‏نما» است . فاطمه ، موهبت ‏بزرگ خد ا به  بشريت است. کوثر هميشه جوشان و جارى و  فيض گسترده ابدى است . اما بانويى است، شکسته بال و پر، رنجديده و محزون، غريب و بى‏پناه ، و  داغ رحلت رسول خاتم، دل شکسته و مغموم. مگر چند  روز از « ماتم بزرگ ‏» از رحلت آخرين سفير حق ، از  کوچ آخرين منادى ملکوت گذشته ،  که باغ رسالت چنين  خزان و گل عصمت اينگونه پرپر شده است ؟ مدينه، بوى  غم و رنگ ماتم دارد.آنان که در پى « چگونه زيستن ‏» و  يافتن « حيات ‏» بودند ، به فاطمه مى‏نگريستند.  فاطمه در طاعت خشيت و عفاف و حجاب و حيا ، «ميزان‏» بود .  چشمه ‏سار  حکمت و رحمت و عطوفت‏بود .  خشم و رضاى  او ،  ميزان خشم و رضاى رحمان بود ،  جلوه همه کمالات  مکتب  و مظهر همه خوبيهاي ا انسان !  دختر رسالت‏ بود و  همسر ولايت و مادر امامت  .  بانوى بانوان جهان  بود  ،  « سيدة‏نساءالعالمين‏».اما اينک ... از وفات امين وحى،درخلوت غمگينانه مولا، تنهاترين انيس لحظه هاى غربت اوست . على(ع) را ،  يگانه محرم راز و مرهم جانگداز !  راستى  ، داستان  «رخ کبود»و «بازوى ورم کرده‏» و «ميخ در» و «سينه مجروح‏»  چيست که کتاب تاريخ را باغم،رنگ زده است؟ کيست مفسر آن رازهاى پنهان و دردهاىنهان؟  گرچه رسول مدنى در مدينه ،  خفته در خاک است ،  اما چشم  خدائيش بصير و بيناست  و جسارت‏ها در همين مدينه ،  پيش  چشمان  بيداررسول ،  شکل مى‏گيرد . اين « مادر نمونه تاريخ ‏» در کوچه‏هاي  مدينة‏النبى ،  در پى دستى است  که  به يارى و حمايتش بر خيزد و در  جستجوى پايى است که براىاحقاق حقش به راه افتد  و زبانى که به دفاع از او در کامى بچرخد !  سلام  بد آن سينه زخمى، که بوسه‏گاه محمد(ص)  و عطر بهشت را با خود  داشت  وقتى بلبلى به فراق گل مبتلا  مى ‏شود ،  چه مى‏ ماند، جز ناليدن و گريستن و فغان؟
اينک، مدينه پيامبر ،  محل التقاى اين فراقها و کانون فراق گلها ست. وحسنين و زينبين ،  گلهاى نوشکفته اين  بوستان عرشي اشگ مى‏ريزندوعزادارند. فراق فاطمه، تنها على را داغدار نکرده‏است، چشم خلقي در اين  مصيبت عظمى مى‏گريد و آه از نهاد حق بر مى‏خيزد و کوه غم  بر دوش «امت رسول(ص)» سنگينى مى‏ کند . و مدينه انس گرفته به اين« محبوبه خدا » چگونه است؟ بقيع و احد  و روضه رسول و بلال و فضه   و .  چه کسى سوگوارتر است و صاحب عزا کيست؟ «يک طرف، دل شکسته حسين و زينب و حسن يک طرف على ز رحلت تو سوگوار
 


کلام نوراني

 


حضرت فاطمه  سلام الله عليها :
از پدرم رسول خدا ( صلى الله عليه وآله وسلم )
درباره مردان و زنانى که در نمازشان سستى و سهل انگارى مي کنند، پرسيدم ،آن حضرت فرمودند :
هر زن و مردى که در امر نماز، سستى و سهل انگارى داشته باشد، خداوند او را به پانزده بلا مبتلا ميگرداند:
1ـ- خداوند،برکت را ازعمرش ميگيرد
خداوند، برکت را ازرزق و روزى اش ميگيرد
 خداوند، سيماى صالحين را از چهره اش محو مىکند
۴ـ هر کارىکه بکند بدون پاداش خواهد ماند،
۵ـ دعايش مستجاب نخواهد شد،
۶ـ برايش بهره اى از دعاى صالحين نخواهد بود،
ذليل خواهد مُرد
گرسنه جان خواهد داد،
تشنه کام خواهد مرد، به طورى که اگر با همه
نهرهاى دنيا آبش دهند،تشنگي اش برطرف نخواهد شد
10 ـ خداوند، فرشته اى را بر
ميگزيند تا اورا در قبرش ناآرام سازد
11 ـ قبرش را تنگ گرداند،
12ـ قبرش تاريک باشد،
13ـ خداوند فرشته اى را برميگزيند تا اورا به صورتش
به زمين کشد در حالى که خلايق به او بنگرند
1۴ـ به سختى مورد محاسبه قرار گيرد
1۵ـ و خداوند به او ننگرد و او را پاکيزه نگرداند
و او را عذابى دردناک باشد
.



 حضرت فاطمه زهراسلام الله عليها در شعر شاعران


               ميان دست هاي شب              
کسي آهسته مي گريد
درون سينه ي زينب
دل او مي زند پر پر
ميان دست هاي شب
حسين از گوشه ي چشمش
غمش را مي کند جاري
حسن چون شمع مي سوزد
ميان خواب و بيداري
چرا اين کودکان ، امشب
همه تا صبح بيدارند
کنـار بستـر مـادر
سيه پوش و عزادارند
خداوندا ، چرا امشب
چراغ خانه خاموش است
چرا امشب علي گريان
به جمع کودکان پيوست
کسي ديگر نمي خواند
لا لايي هاي مادر را
دل ِ مهتاب مي سوزد
براي خانه ي زهرا
 ( رودابه حمزه اي ) 


دمي با فاطمه سلام الله عليها
 



حضرت زهرا سلام الله عليها فرموده اند:
 نحن وسيلته في خلقه و نحن خاصته و محل قدسه و نحن حجته في
غيبه و نحن ورثه أنبيائه

ما اهل بيت رسول خدا(ص) وسيله ارتباط خدا با مخلوقاتيم ما برگزيدگان خداييم
و جايگاه پاکي ها، ما دليل هاي روشن خداييم و وارث
پيامران الهي  
قاريءُ الحديد، و اذا وقعت، و الرحمن، يدعي في السموات و الارض،
ساکن الفردوس
تلاوت کننده سوره حديد و واقعه و الرحمن در آسمانها و زمين
اهل بهشت خوانده مي شوند.




درسوگ ياس کبود مدينه



يا علي رفتيم بقيع اما چه سود؟!
هر چه گشتيم فاطمه آنجا نبود
يا علي قبر پرستويت کجاست  ؟
آن گل صد برگ خوشبويت کجاست ؟
هرچه باشد من نمک پرورده ام
دل به عشق فاطمه خوش کرده ام
حج من بي فاطمه بي حاصل است
فاطمه حلال صدها مشکل است
من طواف سنگ کردم دل کجاست  ؟
راه پيمودم پس منزل کجاست؟
کعبة بي فاطمه مشتي گل است
قبر زهرا کعبة اهل دل است




لسلام عليک يا بنت خليل الله ، السلام عليک يا بنت صفي الله ، السلام عليک يا بنت أمين الله ،  السلام عليک يا بنت خير خلق الله ، السلام عليک يا بنت أفضل أنبياء الله ورسله وملائکته ، السلام عليک يا بنت خير البريه ، السلام عليک يا سيدة نساء العالمين من الأولين والآخرين


 


 

اگر اينجا کليک کني مي توني ادامه مطلب رو بخوني...
 نوشته شده توسط نرگس الهي در شنبه 12/3/1386 و ساعت 6:31 عصر | نظرات ديگران()
   1   2   3   4   5      >
 ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ
[18/5/1387- 9:26 ع] توبيا اي مرحم زخمهاي دل خستگان
[5/4/1387- 3:33 ص] کيست مادر
[19/3/1387- 8:35 ع] برخيز دعا کن که دعا را اثري هست
[آرشيو شده ها]