خداى سبحان طاعت را غنيمتى ساخته است براى زيرکان آنگاه که مردم ناتوان کوتاهى کنند در آن . [نهج البلاغه]
امروز: چهارشنبه 30 مرداد 1387
   1   2   3   4   5   >>   >

                          


سلام دوستان عزيز


اگر فراموش نکرده باشيد در پست ماقبل  براتون در مورد خشم و عوارض ناشي از آن  نوشته بودم و نيز قول داده بودم که در پست بعدي ديدگاه بزرگان دين ، حکما ، فلاسفه و مشاهير علم و فرهنگ و ادب جهان را در اين رابطه بيان کنم . اما چند نفر از  دوستان عزيزي که براي اون پست نظر گذاشته بودند ازمن خواسته بودند قبل از آن به بررسي خشم از ديگاه قرآن و نيز  روانشناسي خشم و راههاي مقابله با آن بنويسم. لذا من هم تصميم گرفتم در اين پست ابتدا به روانشناسي خشم بپردازم و انشالله اگر عمري باقي بود در پست بعدي در خصوص مديريت خشم ، راههاي صحيح بيان خشم از ديدگاه قرآن و روانشناسان مطلب را ادامه بدهم . انشالله که اين مطالب به همه ما  در  اصلاح رفتارهاي فردي و نيز بهبود  روابط خانوادگي و اجتماعي کمک کنه تا در پناه آرامش حاصل از آن زندگي سالم و موفقي داشته باشيم .  



همه مي دانيم خشم چيست و آن را احساس کرده ايم: چه زماني که يک ناراحتي گذراست و چه هنگامي که عصبانيت تمام عيار است. خشم يکي از عواطف کاملاً معمولي و اغلب سالم است. اما هنگامي که از کنترل خارج شود و چهره اي مخرب به خود گيرد مشکلاتي را در محيط کار، روابط خصوصي و کيفيت کلي زندگي ما به وجود مي آورد. اين مطلب به شما کمک مي کند خشم را بهتر درک و مديريت و کنترل کنيد.




فطرت خشم


براساس تعريف دکتر چارلز اسپيلبرگر روانشناسي که متخصص مطالعه خشم است: «خشم حالتي عاطفي است که از نظر شدت از تحريک ملايم تا عصبانيت شديد تغيير مي کند.» مانند ساير عواطف همراه با تغييرات فيزيولوژيکي و زيست شناختي است. وقتي عصباني مي شويد ضربان قلب و فشار خون شما بالا مي رود و نيز سطوح هورمون هاي مربوط به انرژي مانند آدرنالين و نورآدرنالين افزايش مي يابد. علت خشم مي تواند هم رخدادهاي بيروني و هم دروني باشد؛ شما مي توانيد از دست شخص بخصوصي عصباني باشيد (يک همکار يا رئيس) يا يک رويداد (يک گره ترافيکي، يک پرواز لغو شده) يا خشم شما مي تواند به دليل نگراني و تشويش در باره مسايل شخصي تان باشد. خاطره رخدادهاي دردناک و خشم آور نيز مي تواند احساس هاي عصبانيت را برانگيزد.



بيان خشم


راه غريزي و طبيعي بيان خشم پاسخ دادن تهاجمي است. خشم يک پاسخ تطبيقي به تهديدهاست و الهام بخش احساس ها و رفتارهاي قوي و اغلب تهاجمي است که به ما اجازه مي دهد در صورت مورد حمله قرار گرفتن بجنگيم و از خود دفاع کنيم. بنابر اين مي توان گفت يک مقدار عصبانيت براي زنده ماندن ما لازم است. از سوي ديگر، ما به طور فيزيکي نمي توانيم به هر شخص يا شئ اي که ما را ناراحت مي کند حمله کنيم و ضربه بزنيم؛ قوانين، هنجارهاي اجتماعي و عقل سليم براي ميدان عمل خشم ما حد و حدودي مي گذارد. مردم طيفي از فرآيندهاي خودآگاه و ناخودآگاه را براي دست و پنجه نرم کردن با احساس هاي خشم شان بکار مي برند. سه رويکرد مهم در مواجهه با خشم عبارتند از: بيان کردن، سرکوب کردن و آرام کردن. بيان احساس هاي خشم شما به صورت تأکيدي- و نه تهاجمي- سالم ترين راه بيان عصبانيت است. براي انجام آن، بايد بياموزيد چگونه مي توانيد روشن کنيد نيازهاي شما کدام است و چگونه برطرف مي شوند، بدون اين که به ديگران آسيبي برسد. بيان يک موضوع با تأکيد ،به معناي فشار آوردن يا درخواست شديد نيست؛ بلکه به معناي محترم شمردن خود و ديگران است. خشم را مي توان سرکوب کرده و سپس آن را تبديل يا جهت آن را تغيير داد. اين زماني است که به اصطلاح خشم را «توي خود مي ريزيد»، ديگر به آن فکر نمي کنيد و روي چيزي مثبت تمرکز مي کنيد. هدف اين است که خشم خود را سرکوب کرده يا جلوي آن را بگيريد و آن را به رفتاري سازنده تر تبديل کنيد. خطر چنين پاسخي اين است که اگر اجازه بيان خارجي به آن داده نشود، خشم به درون شما متوجه مي شود. خشم متوجه شده به درون ممکن است سبب فشار خون بالا، يا افسردگي شود.


خشم بيان نشده مي تواند مسايل ديگري ايجاد کند. براي مثال مي تواند منجر به بيان بيمارگونه خشم مانند رفتار انفعالي- تهاجمي شود. (اين گونه رفتار مانند «تلافي کردن» غيرمستقيم سر کسي است که موضوع به وي مربوط نمي شود و از رويارويي مستقيم دوري مي شود). رفتار انفعالي- تهاجمي همچنين مي توان به شخصيتي که به نظر مي رسد به طور دايم عيب جو و متخاصم است منجر شود. کساني که دايماً ديگران را تحقير مي کنند، از همه چيز ايراد مي گيرند و تفسيرهاي عيب جويانه مي نمايند، هنوز نياموخته اند که چطور خشم خود را به طور سازنده بيان کنند. تعجبي نيست که آنان کمتر روابط موفقيت آميزي با ديگران دارند.


و سرانجام شما مي توانيد درون خود را آرام سازيد. اين به معناي آن است که نه فقط رفتار خارجي خود را کنترل مي کنيد، بلکه حتي واکنش هاي دروني خود را نيز کنترل مي نماييد و گام هايي در جهت پايين آوردن ضربان قلب برمي داريد، خود را آرام مي سازيد و مي گذاريد احساس ها فروکش کنند. همان طور که دکتر اسپيلبرگر اشاره مي کند: «زماني که هيچ کدام از اين روش ها کارساز نباشند، آن وقت کسي يا چيزي آسيب خواهد ديد.»




 نوشته شده توسط نرگس الهي در سه‏شنبه 30/3/1385 و ساعت 12:10 صبح | نظرات ديگران()
   1   2   3   4   5   >>   >
 ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ
[18/5/1387- 9:26 ع] توبيا اي مرحم زخمهاي دل خستگان
[5/4/1387- 3:33 ص] کيست مادر
[19/3/1387- 8:35 ع] برخيز دعا کن که دعا را اثري هست
[آرشيو شده ها]

بالا

طراح قالب: رضا امين زاده** پارسي بلاگ پيشرفته ترين سيستم مديريت وبلاگ

بالا